روزهای تلخ و شیرین با حبه قندهای شیرین

برای اینکه فراموش نکنم...

درباره خاله

خاله بودن، دنیای ملسی است...
روزهای شیرین خاله بودن را آن هایی به تمامه درک می کنند که روزهای مادرانه ندارند، به هزار دلیل...
اولش فکر می کردم، خواهرزاده، خواهرزاده است؛ اما وقتی آمد دیدم حقیقتاً فرزندی است که فقط، تو او را به دنیا نیاوردی.
روزهای خاله بودن، پر است از شیرینی، تلخی، درد، تنهایی، شعف و... . و ترجیع بند همه روزهایش، «این عزیزدل، فرزندت نیست. یادت باشد توقعی نداشته باشی که محبت هایت را جبران کند، حواسش به تو باشد، به دلت راه بیاید. حرف هایت را گوش کند... به اندازه کافی، وقتی بزرگ شد، کار دارد که نرسد، نخواهد، دوست نداشته باشد کارهایت را پیگیری کند، محبت کند، سر بزند، هوایت را داشته باشد، گوش شنوا بشود برای وراجی هایت. روی پای خودت بایست... محبت خاله به خواهرزاده، معمولاً جاده یک طرفه است، بدون بازگشت و بازخورد...»

همه، مادرانه می نویسند، اما برای منی که تجربه اش نکردم، خاله بودن، دنیای ملسی است. اینجا عکس خواهرزاده ها را نخواهم گذاشت. دوست ندارم وقتی بزرگ شدند، فضای مجازی پر از عکس هایشان باشد. پس همه عکس های زیبای کودکانه، تزئینی است.
قند عسل، اولین خواهرزاده: چهارساله
قندک: بامزه، شیطون، ناز... با قند عسل، از یک مادرند. حدود دوسال
قند ونبات: ناز، لوس، می شود دخترخاله/پسرخاله دو تا وروجک دیگه...
قندی: فعلاً فسقل آخر، با قندِعسل و قندک، از یه مادرن و به قول قندِعسل، یه خانواده پنج‌نفری شدند.
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
محبوب ترین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پر بحث تر
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan