روزهای تلخ و شیرین با حبه قندهای شیرین

برای اینکه فراموش نکنم...

تولد قندک

  • ۰۸:۳۸

بسم الله

این هفته دو تولد داریم، البته اگر به خیر بگذرد و تب و مریضی دست از سر وروجک ها بردارد.

امروز تولد قندک است. دو ساله می شود. این عکس هم دکوری است که دارم برای تولدش می سازم، البته جز مامان خودم، کسی از این سوپرایز خبری ندارد، میخواهم روی دیوار نصب کنم، و بعد تولد هر کسی رویش یک یادگاری بنویسد و برود در بایگانی و یادگاری بماند از سال ۱۳۹۶...

حواسم بود. معمولا تولد بچه دوم، خیلی بی بخار تر و ساده تر از اولی برگزار می شود. شاید فراموش شود و حتی در روزمرگی گم شود.

اما هنوز سعی میکنم خاله ای باشم که تا می توانم فرقی بین خواهرزاده ها نگذارم. البته که میدانم همه کارهایی که برای اولی می شود، بخاطر فراقِ بال همه خانواده است، اما یادم نرود اینها توجیه ماست، بچه ها واقعا بعدها غصه می خورند. مثل همه غصه هایی که خودم خوردم.

بیاییم سعی کنیم اگر الان فرصت داریم کاری را برای اولی انجام دهیم، آیا بعدها فرصت انجام برای بقیه را هم داریم؟ اگرنداریم، لااقلخودمان را سر اولی خفه نکنیم.

ان هایی که هنوز نیامده اند هم عزیزند. درست مثل اولی.

*

برای تولدِ قند و نبات هم در حال تدارکیم، همراه مادرجانش...😉😊😄


پ.ن۱: به دنیا آمدن قندک برای همه خانواده،  نوید شروع دوباره بود. امید تازه زندگی.

وقتی درست بعد از رسیدن خبر قطعی شهادت یکی از بستگان در منا، بدنیا آمد. خدا با حضورش به همه ما امید داد.

امتداد زندگی اش، غم سنگین کم شنواشدن قند عسل را برایمان راحت کرد. که اگر نبود، نمی دونستم خواهرم با این حجم غصه، چه می کند. یک نوزاد ناز و خنده رو و تپلی... وسط ان همه غصه و ناراحتی و فشار و غم، واقعا بودنش همه چیز را تلطیف کرد.

برایش دعا می کنم همه زندگی اش سرشار از امید و امیدبخشی به همه باشد.

پ.ن۲: جشن تولدش عقب افتاد، بخاطر مریضی قند و نبات. :(

  • ۱۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
همه، مادرانه می نویسند، اما برای منی که تجربه اش نکردم، خاله بودن، دنیای ملسی است. اینجا عکس خواهرزاده ها را نخواهم گذاشت. دوست ندارم وقتی بزرگ شدند، فضای مجازی پر از عکس هایشان باشد. پس همه عکس های زیبای کودکانه، تزئینی است.
قند عسل، اولین خواهرزاده: چهارساله
قندک: بامزه، شیطون، ناز... با قند عسل، از یک مادرند. حدود دوسال
قند ونبات: ناز، لوس، می شود دخترخاله/پسرخاله دو تا وروجک دیگه...
قندی: فعلاً فسقل آخر، با قندِعسل و قندک، از یه مادرن و به قول قندِعسل، یه خانواده پنج‌نفری شدند.
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan