روزهای تلخ و شیرین با حبه قندهای شیرین

برای اینکه فراموش نکنم...

دلتنگی4

  • ۰۸:۵۸

قندعسل با این دوتا جوجه چه می کند! بغل می کند، پرت می کند، می اندازد هوا که بال بزنند، دنبالشان می کند، نازشان می کند. از بیرون  برسی خانه، دانه دانه می آورد تا نازشان کنیم...
فکر می کنم این یک هفته جوجه ها هم دلشان برای قندعسل تنگ شود، ما که هیچ!
فعلا از دست رفته ایم. عجیب دلم تنگ شده برای حرف های قندعسل و خنده های قندک!
راستی
فعلا به اسمی برای خواهرزاده بعدی نرسیدم.

  • ۱۰۶
مریم ثانی
سلاام

مباارک باشه
آیا خواهرزاده بعدی برادر یا خواهر قندعسل هستن؟!
خوا برکت بده به قند و نبات خونه شما :))

قندونبات هم اسم خوبیه ها  ؛)
سلاااااااااااااااااااااااااااام
ممنون
نه
دیگه قندعسل و قندک به اندازه کافی خواهر رو کچل کردند، حالا بعدی زوده.
سومین خواهرزاده من، اولین خواهرزاده مامان قندعسل و قندکه :) الان مشخص شد دیگه!

قند و نبات، خوبه! روش فکر می کنم. فعلا سه ماه وقت دارم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
همه، مادرانه می نویسند، اما برای منی که تجربه اش نکردم، خاله بودن، دنیای ملسی است. اینجا عکس خواهرزاده ها را نخواهم گذاشت. دوست ندارم وقتی بزرگ شدند، فضای مجازی پر از عکس هایشان باشد. پس همه عکس های زیبای کودکانه، تزئینی است.
قند عسل، اولین خواهرزاده: چهارساله
قندک: بامزه، شیطون، ناز... با قند عسل، از یک مادرند. حدود دوسال
قند ونبات: ناز، لوس، می شود دخترخاله/پسرخاله دو تا وروجک دیگه...
قندی: فعلاً فسقل آخر، با قندِعسل و قندک، از یه مادرن و به قول قندِعسل، یه خانواده پنج‌نفری شدند.
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan