روزهای تلخ و شیرین با حبه قندهای شیرین

برای اینکه فراموش نکنم...

مریضی

  • ۲۰:۰۵

یک وقت هایی آنقدر این دوتا وروجک، مریض می شوند که طاقت من طاق می شود، چه رسد به خواهر...
این خوب می شود، آن یکی مریض است، او از مریضی خلاصی می یابد، دیگری به مرض بعدی دچار می شود... خدا عاقبتمان را بخیر کند و تحمل مریض داری به خواهر بدهد...

ار اول سال،
اول قندعسل بر اثر عفونت ریه، کارش کشید بیمارستان، بعد قندک هم مریض شد و الحمدلله این یکی در بیمارستان بستری نشد، در خانه پرستاری می کردیم. بعد خود خواهر گرفت. تا 7، 8 عید درگیر بودند و بودیم. از این طرف مادر مریض شدند و من تازه روز 13 به در داشتم اتاقم را تمیز می کردم.
الحمدلله مریضی شان خوب شد، اما سرفه ها ماند...
اردیبهشت از نیمه گذشت که قندعسل، سرش خورد به گوشه میز تلویزیون و شکافت... 5 بخیه و یک هفته درگیری...
سفر مشهد، حالشان را بهتر کرد.
دوباره قبل ماه مبارک، سرفه های قندک شدت یافت، باز 5 روز آنتی بیوتیک...
هفته پیش، قندک مریض شد، 3 روز تب و بدنش ریخت بیرون، (بیماری روزئولا ... معمولاً حداکثر بچه های تا 7 سال مبتلا می شوند و خطرناک هم نیست. )
گفتند دوره کُمُن بیماری، 2 هفته است، شاید قندعسل هم بگیرد.

حالا یک مدت بود که حس کردیم قندعسل خوب نمی شنود. اول پدرم گفت. امروز آخر بردنش شنوایی سنجی، گوش چپ ملتهب است وآب آورده... خدا این آخری را رحم کند... نمی شود کلا بچه ها مریض نشوند لطفا! می دانم بیماری خطرناکی نیست، اما مشکل اینجاست که نمی دانیم از گوشش ملتهب شده و آب آورده... :( چون تأخیر باعث می شود، اعصاب و گوش میانی آسیب ببیند.

  • ۱۱۴
فهیمه ...
سلام عزیزم
ای بابا...
خواهرزاده من هم مرتب بینیش گرفته و خرخر میکنه ولی بحمدالله مشکل جدی ای هنوز پیش نیومده.
ولی بچه همینه دیگه.به قول مادربزرگ خدابیامرزم بچه یک روز شُله و یک روز سِفت.
تا بزرگ بشن با اینجور مسائل درگیرید.
خدا ان شاءالله سلامتی به همتون بده.
علیک سلام گلم...
برای بینی اش، یک پنبه داغ کنید و بذارین روی ملاجش، بعد هم روش کلاه بذارین سرش. خوب میشه...
آره دیگه، می دونم، ولی امسال کلا مریض بودن... :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
همه، مادرانه می نویسند، اما برای منی که تجربه اش نکردم، خاله بودن، دنیای ملسی است. اینجا عکس خواهرزاده ها را نخواهم گذاشت. دوست ندارم وقتی بزرگ شدند، فضای مجازی پر از عکس هایشان باشد. پس همه عکس های زیبای کودکانه، تزئینی است.
قند عسل، اولین خواهرزاده: چهارساله
قندک: بامزه، شیطون، ناز... با قند عسل، از یک مادرند. حدود دوسال
قند ونبات: ناز، لوس، می شود دخترخاله/پسرخاله دو تا وروجک دیگه...
قندی: فعلاً فسقل آخر، با قندِعسل و قندک، از یه مادرن و به قول قندِعسل، یه خانواده پنج‌نفری شدند.
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan