روزهای تلخ و شیرین با حبه قندهای شیرین

برای اینکه فراموش نکنم...

قندک من

  • ۱۵:۱۱

مشدی قندک و مشدی قندعسل، برگشتن.
خواهر می گفت وقتی قندک را از حرم آوردیم بیرون، زد زیر گریه...
قندعسل تا جایی که شد در این صحن ها و رواق دوید و دوید دوید...

قندک خیلی زودتر از قندعسل، هوشیار شد، شناخت و الان وقتی می بیند، می خندد... وای! چقدر خواهرزاده دوست داشتنی است و خوردنی...
چقدر

  • ۱۴۲
فاطمه فاطمی
سلام
وای چه بامزه :))))
ولی این کله که من میگم یه کار ذوقیه!!! به این صورت که کلشون رو میزدن به کله ی ما و بعد هم بقیه کلی ذوق می کردند و تشویقشون هم می کردند :/
خوش به حالتون با خواهرزاده های بامحبتتون :)
علیک سلام رفیق
با مزه!!!!!!!!!! پوست ما در اومد تا از سرش بندازیم، چون اینقدر محکم می زد که ما رو هم له لورده می کرد، گزارش باد کردن سر وصورت هم هست.
واقعا کله زدن ذوف هم داره؟!؟! :) (می گن خاله ها دیووونه خواهرزاده اند! همه مون رو می گم.)
واقعا خوش بحالمون که هم خاله داریم وهم خواهرزاده... نسبت عجیبی است بین خاله و خواهراده...
فاطمه فاطمی
زیارتشون قبول باشه! :)
ان شاءالله همیشه سلامت باشن و به زیارت.

پسرها قد هدی که بودند، بلد بودند کله بزنند! ولی هدی حالا صورتمان را بوس می کند.... خواهرزاده بالذات خوردنی است ولی دختری مثل هدی که بعد این همه پسر آمده، رسما آدم را دیوانه می کند!
سلام
ان شاءالله :)

قندعسل حدود یکسال و نیمه بود،کله می زد، اونم وقتی چیزی میخواست وبهش نمی دادیم. کله اش را جایی می کوبوند تا گریه اش بگیره... از کله، سینه، زمین، مبل و... یک چیز محکم که اشکش را دربیاورد.خخخخخخخخخ همین جوری نمی تونست بزنه زیر گریه.
البته الان یک بغضی می کنه و میزنه زیر گریه که...
ولی همیشه ناز هم می کرد، بوس هم می کرد.، کلا خواهرزاده هام با محبت اند...
   
واقعا دختر بعد از 4 تا پسر، آدم رو مست می کنه، فقط آدم دلش می خواد جایی دیگه نره و همیشه پیشش باشه...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
همه، مادرانه می نویسند، اما برای منی که تجربه اش نکردم، خاله بودن، دنیای ملسی است. اینجا عکس خواهرزاده ها را نخواهم گذاشت. دوست ندارم وقتی بزرگ شدند، فضای مجازی پر از عکس هایشان باشد. پس همه عکس های زیبای کودکانه، تزئینی است.
قند عسل، اولین خواهرزاده: چهارساله
قندک: بامزه، شیطون، ناز... با قند عسل، از یک مادرند. حدود دوسال
قند ونبات: ناز، لوس، می شود دخترخاله/پسرخاله دو تا وروجک دیگه...
قندی: فعلاً فسقل آخر، با قندِعسل و قندک، از یه مادرن و به قول قندِعسل، یه خانواده پنج‌نفری شدند.
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan